گواهی دادن به کفر توسط اشخاص از گفتار و کردار آنها آشکار می شود و هم از عبادات و مراسم حج آنها . اعمال اینها با نداشتن ایمان نابود می شود و در پیشگاه خداوند کمترین وزن و قیمت ندارد و به همین دلیل در آتش دوزخ جاودانه میمانند . در نتیجه کوشش های آنها برای عمران و آبادی مسجدالحرام یا مانند آن و نه انبوه اجتماعشان در اطراف خانه خدا ارزشی ندارد . خداوند پاک و منزه است و خانه او نیز باید پاک و پاکیزه باشد و دستهای آلوده بطور کلی از خانه خدا قطع گردد .

در آیه بعد برای تکمیل این سخن شرایط آبادکنندگان مساجد و کانونهای پرستش و عبادت را ذکر کرده و برای آنها 5 شرط مهم بیان می فرماید :

ایمان به خدا – ایمان به معاد – نماز را برپا دارد – زکات بدهد – جز از خدا نترسد . پس معلوم می شود که عمران مساجد در صلاحیت هر کسی نیست . آیا در قرآن نیامده که هر کس با کفار و منافقین دوستی کند از آنها هستند ؟ کسانی که با یهود و نصاری دوستی کنند از آنها هستند ؟ کسی که مقابل دیدگان دهها میلیون مسلمان جام شرابش را به جام شراب ائمة الکفر می زند و  می خورد با زنان میرقصد و ارتباط خلاف شرع آنها با زنان مسلمان و غیر مسلمان در رسانه ها عرضه می شود و خوش خدمتی او به کفار و یهود طبق اسناد بر همه روشن شده است گروهی که مدعی خادم الحرمین دارند کدامیک از اینها را انجام نمی دهند آیا همین ها دستشان به خون مسلمانان ایران ، بحرین ، یمن ، سوریه و لبنان آلوده نیست آیا کفار صهیونیست اعتراف نکردند که همین باصطلاح خادمین بودجه جنگ 33 روزه را تأمین کردند ؟ سلفی هایی که عملیات انتحاری می کنند مقلد چه کسانی هستند ؟ و دهها سوال دیگر که فقط یکی از آنها برای اثبات عدم لیاقت این گروه غاصب حتی برای ادعای خدمت به مسلمین و حرمین کافی است .  

شأن نزول آیه فوق الذکر در کتب اهل تشیع و تسنن آمده است . دانشمند معروف اهل سنت "حاکم ابوالقاسم حسکانی" از "بریدة " نقل می کند که شیبه و عباس هر کدام به دیگری افتخار می کردند و در این باره مشغول سخن بودند که علی (ع) از کنار آنها گذشت ، از آنها پرسید به چه چیزی افتخار می کنید ؟ عباس گفت امتیازی به من داده شده که احدی ندارد و آن آب دادن به حجاج خانه خداست . شیبه گفت من تعمیر کننده مسجدالحرام و کلیددار خانه کعبه هستم . علی (ع) گفت : با اینکه از شما حیا می کنم باید بگویم که با این سن کم ، افتخاری دارم که شما ندارید . آنها پرسیدند : کدام افتخار؟ فرمود : من با شمشیر جهاد کردم تا شما ایمان به خدا و پیامبر (ص) آورید . عباس خشمناک برخاست  و دامن کشان به سراغ پیامبر (ص) رفت و به عنوان شکایت گفت : آیا نمی بینی که علی چگونه با من سخن می گوید ؟ پیامبر (ص) فرمود :علی را صدا کنید . وقتی علي (ع) نزد رسول خدا (ص) آمد پیامبر فرمود : چرا اینگونه با عمویت سخن گفتی ؟ علی (ع) عرض کرد : ای رسول خدا اگر من او را ناراحت ساختم با بیان حقیقتی بوده است ، در برابر گفتار حق هر کس می خواهد ناراحت شود و هر کس می خواهد خشنود . حضرت جبرئیل نازل شد و گفت : ای محمد ، پروردگارت بر تو سلام می فرستد و می گوید این آیات را بر آنها بخوان : اجعلتم السّقایة . . .

البته نعمان بن بشیر در کتاب  "المنار " شأن نزولی برای این آیه نقل کرده و به تکریم خلیفه ثانی پرداخته که طبق اسناد موجود و استناد به آیات قرآنی باطل بودن آن ثابت می شود .