- در اکثریت بودن همان حقانیت است؟
علاوه برآيات زيادی که در مورد امامت و ولايت اميرالمؤمنين علي (ع) در قرآن کريم آمده است اگر آيات شريفه در سوره نجم« وَ ما يَنطِِقُ عَنِ الهَوي- و از پيش خودحرفي نمي زند»« اِن هُوَ الّا وَحيٌ يُوحي-آنچه مي گويد جز وحِِِِيي که به او مي شود نيست» توجه کنيم طبق آنچه در تفاسير آمده «خواسته خود پيامبر بطور مطلق از گفتارش نفي شده است،حتي درگفتار روزمرّه» پس تمام روايات و احاديثي که از نبي مکرّم اسلام (ص) نقل شده وحي الهي و سخنان خداوند است و برخلاف آنچه بعضي ها القا مي کنند خواسته شخص پيامبر در آن دخالتي ندارد.
. . . حالا دوست عزيز ! چند روايت ( فقط در کتب اهل سنّت ) در خصوص حقّانيت اميرالمؤمنين علي (ع) ثبت شده است ؟ آيا فقط همانها کافي نيست تا اقرار به حقيقت نمايند ؟ اگر خداوند صاحب ولایت است و اگر« النّبیُّ اولی بالمُؤمنینَ من انفُسهم» دیگر بحث اکثریت و اقلیت معنی ندارد باید برگردیم به تعیین تکلیف رسول خدا(ص)حتی اگر اکثریتی به یک ناحقی تمایل داشته باشند لذا تعداد جمعيت دليل حقّانيت نمي شود یعنی همان بحث مشروعیت و مقبولیت.تعداد کفّار در زمان بعثت پيامبر گرامي اسلام چند برابر مسلمين بود؟ اگر تعداد نفرات دليل حقّانيت بود که خداوند بهتر از همه مي دانست نيازي به رسول خدا براي هدايت نيست .
سؤال ديگر اينکه خداوند در قرآن کريم در باره جمعيتهايي مشخص و بعد از مطلب اصلي در آخر آيه فرموده که اَکثَرُهُم لايَعقِِلون / لايَفقَهوُن/ لايَشکُرُون/لايَعلمُون و . . . پس تعداد جمعيت نمي تواند ملاک حقّانيت باشد البته امروز به علت عدم دسترسی مستقیم به ولیّ زمان حضرت حجّت از این راه کار استفاده می شود و تنفیذ نتیجه انتخاب عمومی در نظام جمهوری اسلامی هم همین میتواند باشد .
جمع شدن چند نفر مشخص با هماهنگی و نقشه قبلی و با حقد و کينه عميق نسبت به اهلبيت (ع) در سقيفه بني ساعده ، بلافاصله بعد از رحلت رسول خدا (ص) يعني در حالي که هنوز علي (ع) مشغول غسل و کفن آن حضرت بود و جسم شريف آن حضرت هنوز دفن نشده بود با بدعت و انحرافي که ايجاد کردند جوّ جامعه طوري مسموم و ملتهب گشت که امام برحقّ 25 سال خانه نشين شد و شيعه و رهبرش غير از حدود 5 سال خلافت حضرت علي (ع) و چند ماه امام حسن (ع) در صحنه جامعه حاضر نبوده است که البته آن هم اکثراً به جنگ و رفع بقيه مشکلات و معضلاتي که توسط منافقين طراحي و اجرا مي شدگذشت و بقيه امامان شيعه هم که به دست ناپاکاني که خود را اولي الامر مي خواندند يا زندانی و تحت نظر بودند يا در نهايت به طرق مختلف شهيد می شدند و شيعيان براي زيارت قبور آن امامان هم بايد دستش قطع می شد يا بين راه به قتل ميرسيدند .
دوست گرامی ، مگر تا امروز دشمنان اهل بيت عليهم السلام بر مسلمين حکومت نکرده اند ؟ حالا بعضي مثل بني اميه و آل سعود فتواي علني قتل شيعيان را داده اند و بعضي هم پشت پرده بر عليه آنها فتنه انگيزي کرده اند و در اين ميان چون اکثر اين حکام از يهوديان و منافقين بعنوان مشاور استفاده مي کردند شيعيان براي حفظ اصل دين و ممانعت از تکه تکه شدن مجموعه مسلمين مجبور به تقيّه مي شدند با فرمانی که توسط معاویه برای بیعت گرفتن و حکومت بر شیعیان یمن به فردی که به گفته ابن ابی الحدید مردی سنگدل ، خشن ، خونریز و کاملاً بیرحم به نام "بسربن أرطاة" بود داده شد چند نفر به خاک و خون کشیده شد و اگر شیعه ای باقی مانده بود چطور زندگی می کرد و این روایتهای تاریخی در تمام قرون گذشته ادامه داشته است . با فرمانی که توسط معاویه برای بیعت گرفتن و حکومت بر شیعیان یمن به فردی که به گفته ابن ابی الحدید مردی سنگدل ، خشن ، خونریز و کاملاً بیرحم به نام "بسربن أرطاة" بود داده شد چند نفر به خاک و خون کشیده شد و اگر شیعه ای باقی مانده بود چطور زندگی می کرد و این فقط در مورد جمعیت قلیلی از شیعیان در یمن عمل شده است و اینگونه روایتهای تاریخی در تمام قرون گذشته ادامه داشته است .
همين امروزه مگر حکام وهابي آل سعود و بعضي فرقه ها مگر تبليغ نميکنند که هرکس شيعه را بکشد به بهشت مي رود ولي به فلان حاکمان بظاهر اسلامي که علناً شراب مي خورند و حتی با کفار و دشمنان اسلام دست در يک کاسه دارند کسي کاري ندارد و فتوايي هم نميدهد . . . قبلاً هم مشابه همين بوده است ، در اِين اوضاع و احوال انتظار داريد شيعيان بتوانند عقايد حقّه خود را تبليغ کنند ؟
دلايل و براهين تشيع براي اثبات حقانيت ، امامت و رهبري علي عليه السلام و فرزندانش بعد از پيامبر خدا (ص) چنان محکم و متقن است که علماي هر فرقه اي در طول تاريخ در مباحثه با علماي شيعه به حقانيت تشيع اعتراف نموده است به عنوان نمونه مکاتبات مفصّل و متعدّد ميان علّامه شيخ شرف الّدين و شيخ الازهر مصر که در کتابي به نام «رهبري امام علي (ع) در قرآن و روايات» جمع آوري شده و مباحثات و مناظره حضوري سلطان الواعظين شيرازي با علماي اهل تسنن در پيشاور که آن زمان جزو هندوستان بوده و در کتابي به نام « شبهاي پيشاور » جمع آوري شده است و بالاخره از آخرين نمونه ها مي توان دکتر تيجاني تونسي را نام برد که الحمدلله کتابها و نوشته هاي خود ايشان به فارسي هم ترجمه شده است . براي همين است که وهابيت مناظره با شيعه را حرام اعلام کرده است مگر شما بخواهيد براي اثبات حقانيت اسلام به يک نفر حتي کافر غير از صحبت و بحث راه ديگري داريد ؟ حالا خفاش از نور آفتاب مي ترسد و با آن روبرو نمي شود اشکال از آفتاب است؟
به همين دليل امروزه هرکس از سابقه اين مباحثات و عمق فقه تشيع مطلع است با توسعه وسايل ارتباط جمعي جرئت دعوت به مناظره از مراجع ديني شيعه ندارد هرچند علماي معظم تشيع بارها و با صداي بلند آمادگي خود را براي مناظره در هر جا و هر زمان و بصورت پخش زنده از رسانه ها ( علي الخصوص با وهابيت ) اعلام فرموده اند (ولي کو وهابي ؟؟ . . . حالا هی پشت دوربین تلویزیون و یکطرفه شعار بدهند و عربده بکشند !!)
و يک سوال : چرا ورود و مطالعه کتابهاي علّامه اميني به نام « الغدير » در کشورهايي که ظاهراً اسم اسلام را هم يدک مي کشند ممنوع است ؟ کتابهايي که تمام محتوي آنها فقط شامل روايات و احاديث موثّق و مستند از کتب فرقه هاي اهل تسنن و در مورد حقانيت ولایت و امامت اميرالمؤمنين علي (ع) و فرزندانش است و کلمه اي هم عليه دین اسلام و مسلمين نوشته ندارد و در مقابل آن سرمایه گذاریهای کلان وهابیون و حمایت استکبار جهانی به تبلیغات پر حجم علیه تشیع . حالا قبول دارید که امروز همان سیاستهای خصمانه و ددمنشانه بنی امیه و بنی عباس با شیوه های جدیدتر و بیشتر علیه شیعه ادامه دارد ؟