- اختلاف مسلمین و وهابیت
اصول فکری و اعتقادی وهابیت را در چند محور میتوان خلاصه کرد از جمله ...
1- اعتقاد به جسمانیت و رؤیت حسی خداوند و اثبات جهت برای ذات حق تعالی
2- دایره کفر و شرک تا حدی توسعه داده اند که شامل همه غیر موافقین آنها اگر چه شهادتین را هم به زبان جاری نماید می گردد
3- تکریم و تعظیم بنی امیه خصوصاً معاویه همراه با انکار فضایل اهلبیت(علیهم السلام)به هر وسیله حتی جعل حدیث
4- عادی جلوه دادن مقامات پیامبران و اولیا و پایین آوردن جایگاه و مقام آن بزرگواران
5- تکفیر مسلمانانی که با آراء و اندیشههای آنان موافق نبوده یا نپذیرند
دانشمندان و محققین اسلامی درباره این فرقه و پیدایش آن بیانات زیادی دارند از جمله :
حضرت آيت ا... العظمي مكارم شيرازي :
دشمنان اسلام، وهابيون را براي تفرقهافكني و سوء استفاده از منطقه، بسيج كردهاند پيدايش فرقه وهابيت، يكي از مشكلات و چالشهاي بزرگي است كه دين مبين اسلام در طول تاريخ خود با آن روبهرو شده و به وسيله آن عقب افتاده است .
حضرت آيت ا... العظمي فاضل لنكراني (ره) :
وهابيت، مولود كفر و يهود ميباشد و هيچ فلسفه وجودي جز مخالفت با اسلام و ايجاد تفرقه ميان مسلمين ندارد. اين گروه نه تنها به دنبال منهدم کردن مظاهر مقدس شيعه، بلكه روزي ، قرآن و كعبه مقدسه را نشانه خواهند گرفت
حضرت
آيت ا... العظمي صافي گلپايگاني :
وهابيان
نه تنها با أهل بيت پيامبر (عليهم السلام)، بلكه با شخص رسول الله (صلي الله عليه
و آله و سلّم) دشمني دارند و در صدد از بين بردن نام و تاريخ اسلام برآمدهاند.
ياد و نام ائمه اطهار (عليهم السلام) از بين رفتني نيست و آنچه كه به زودي خاموش
ميشود، فتنه وهابيت در جهان است و تنها جنايتهاي آنهاست كه در تاريخ باقي ميماند
.
با توجه به اینکه منبع فکری مفتیان وهابی تعالیم و جعلیات شجره ملعونه بنی امیه می باشد به پیروان این فرقه در تکریم و تعظیم معاویه و بنی امیه فتوا داده اند لازم است در مورد این شجره ملعونه هم مطلبی بیان کنیم .
بنی امیه بعد از بعثت رسول خدا(ص) با ایشان و مسلمین جنگ تمام عیار داشتند و بعد از شکست مفتضحانه تظاهر به ادای شهادتین کرده و دشمنی خود را پشت صحنه بردند و از آن به بعد هر شیطنت و کارشکنی در کار مسلمانان می شد مستقیم و غیرمستقیم در آن دخیل بودند و کار به جایی رسید که پیامبر اکرم (ص) آنها را از مدینه تبعید فرمود . در مورد عملکرد آنها علاوه بر کتب شیعیان روایاتی در کتب معتبر اهل تسنن آمده :
زبير
بن بكار (از بزرگان أهل سنت كه به تعبير شيخ مفيد (ره) از نواصب است) در
الموفقيات، صفحه 576 نقل ميكند در ملاقاتي كه بين معاويه و مغيرة بن شعبه رخ
دارد، معاويه صراحتا ميگويد : لا والله إلا دفنا دفنا - مادامي كه من نام پيامبر
را از زبانها نياندازم و نام او را زير خاك پنهان نكنم، آرام نميگيرم (1)
إبن
أبي الحديد المعتزلي نكته عجيبي را بيان ميكند :
روزي
معاويه نشسته بود و بانگ مؤذن را شنيد كه ميگويد : أشهد أن لا إله إلا الله و
أشهد أن محمد رسول الله
بياختيار
گفت : لله أبوك يا بن عبد الله! لقد كنت عالي الهمة، ما رضيت لنفسك إلا أن يقرن
اسمك باسم رب العالمين
خداوند
پدرت را بيامرزد اي پسر عبد الله! خيلي همت والايي داشته و به كمتر از اين راضي
نشدي كه نام تو بايد در كنار نام خداي عالميان قرار بگيرد و در كنار شهادت
وحدانيت به خداوند، بايد شهادت به رسالت تو داده شود(2)
محمد
رشيد رضا، ناشر افكار سلفيها در شمال آفريقا و مؤسس فرهنگ وهابيت در مصر از يكي
از دانشمندان مسيحي اینگونه نقل ميكند:
اگر
ما مجسمه معاويه را از طلا بسازيم و در ميدانهاي شهرهاي بزرگ اروپا نصب كنيم، باز
هم كم گذاشتهايم؛ چون اگر معاويه نبود و حكومت اسلامي به حكومت سلطنتي مبدل نميشد،
با آن سيل خروشاني كه اسلام در حال پيشرفت بود، امروز در سراسر اروپا و آمريكا،
اسم و يادي از مسيحيت نبود
اگر
امروز اسمي از مسيحيت در اروپا ميبينيم، مرهون تلاش معاويه است با ايجاد اختلاف و
تبديل حكومت اسلامي به حكومت سلطنتي .(3)
عمر
بن العزيز ميگويد: «اگر فرداي قيامت، تمام أمتها و ملتها، جنايتكارترين
افرادشان را بياورند در يك كفه قرار بدهند و ما هم حجّاج بن یوسف را در كفه ديگر
قرار بدهيم، كفه ما سنگينتر خواهد بود» این جنايتكار نمونه بني اميه وقتي كنار
قبر نبي مكرّم (صلي الله عليه و آله) ميآيد و ميبيند مردم دور قبر ايشان طواف ميكنند
و به آن حضرت اظهار عشق و علاقه ميكنند، ميگويد: تبا لهم! إنما يطوفون بأعواد و رمة بالية؟!
خاك
بر سر شما! بر اطراف استخوانهاي پوسيده طواف ميكنيد؟! (4)
مروان
بن حكم (متوفاي 61 هجري) از ديدن توجه
مردم به نبيّ مكرّم اسلام(صلي الله عليه و آله) و أهلبيت (عليهم السلام) زجر ميكشيد
. وی كنار قبر رسول خدا(صلي الله عليه و آله) در مسجد النّبي ميآيد و ميبيند
مردم در اطراف قبر ایشان همانند پروانه به دور شمع ميچرخند و نسبت به ساحت مقدسش ،
عاشقانه اظهار ارادت ميكنند و فردي هم خود را بر روي قبر مطهر انداخته و با پیامبر
خدا (صلي الله عليه و آله) راز و نياز ميكند، مروان گردن آن شخص را محكم ميگيرد
و فشار ميدهد. آن مرد برميخيزد و مردم ميبينند أبو أيوب انصاري صحابه جليل
القدر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است او به مروان نگاه ميكند ، مروان به
او اعتراض ميكند كه چرا خودت را بر روي قبر انداختهاي؟ آنها مردند و رفتند.
أبو
أيوب انصاري ميگويد: جئت رسول الله صلي الله عليه و سلم و لم آت الحجر،
سمعت رسول الله صلي الله عليه و سلّم يقول: لا تبكوا علي الدين إذا وليه أهله و
لكن ابكوا عليه إذا وليه غير أهله.
من
نيامدهام سنگ و گل را ببوسم، آمدهام با روح مطهر رسول الله (صلي الله عليه و
سلم) كه مماتي براي او نيست، سخن بگويم. بشنو كه از رسول الله (صلي الله عليه و
سلم) شنيدم كه فرمود:براي اسلام گريه نكنيد زماني كه كساني در رأس قدرت هستند كه
لياقت آن را دارند؛ بلكه روزي براي اسلام گريه كنيد و اشك بريزيد كه افرادي ناأهل
و نامباركي در رأس قدرت قرار بگيرند .(5)
محمد
بن عبد الوهاب، موسس حكومت سياسي وهابيت در سال 1157 هجري در منطقه درعيه رياض، با
پشتيباني محمد بن سعود و رهنمود جاسوسان انگليسي و با استفاده از مستشاران نظامي
انگلستان، براي اولين بار، حكومت سياسي وهابيت را تأسيس كرد . او امروز براي وهابيت به صورت بت درآمده و سخنانش براي وهابيت، از سخنان
پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) با ارزشتر است . وهابیها كار را به جايي
رساندهاند كه يكي از آنها به نام حسن بن فرحان مالكي در كتاب " داعية و ليس
نبيا " نوشته كه محمد بن عبد الوهاب، يك اصلاحگر بود و پيامبر نبود . يكي
دیگر از اين وهابيها چندي پيش در سايتش نوشته بود:
محمد
بن عبد الوهاب گفته است توسل به پيامبر حرام است؛ اگر پيامبر از قبر زنده شود و
بگويد توسل به من جايز است، ما باز هم قبول نميكنيم .
اسم
اين را چه بايد گذاشت؟ همين محمد بن عبد الوهاب در كتاب الرد علي الأخنايي، صفحه
25 ميگويد:
هرگونه
توجه به پيامبر (صلي الله عليه و سلم) و رفتن به زيارت قبر پيامبر (صلي الله عليه
و سلم(، شرك و حرام است
و هيچ مجوز شرعي ندارد .
لجنه
دائم إفتاء يا هيئت إفتاء عربستان سعودي (كه در رأسش مفتي اعظم عربستان سعودي است
كه قبلا بنباز بود و الآن آقاي آل شيخ است) در كتاب فتاوي اللجنة الدائمة، جلد 9،
صفحه 113 صراحتا فتوا دادهاند:
رفتن
به زيارت قبر پيامبر (صلي الله عليه و سلم)، حرام و خلاف شرع است.
حتي
بعضيها فتوا دادهاند: اگر كسي به زيارت قبر پيامبر (صلي الله عليه و سلم) برود، سفرش سفر معصيت
است و بايد نمازش را تمام بخواند . مانند كسي كه برود سفر براي شراب خوردن و كشتن آدم و زنا كردن .
پانوشت :
(1)مروج الذهب مسعودي، ج3، ص454 ـ شرح نهج البلاغه لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج5، ص120 ـ النصائح الكافية لمحمد بن عقيل، ص124
(2) شرح نهج البلاغه، جلد 10، صفحه 101
(3) المنار، جلد 11، صفحه 260
(4) شرح نهج البلاغه ابن أبي الحديد ، ج15، ص242 ـ النصائح الكافية لمحمد بن عقيل، ص106
(5) مسند احمد، ج5، ص422 ـ المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج4، ص515 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج57، ص249