- امامت و ولایت در کلام رسول خدا (ص)
مشهورترين و متقن ترين براهين حقّانيت و امامت اميرالمؤمنين عليه السلام واقعه غدير است که پيامبر صلي الله عليه و آله پس از اداي مراسم حج در سفر تاريخي حجة الوداع دست علي عليه السلام را گرفته و به مردمان معرّفي نمود ، آيه کريمه شاهد آن است :« يا أَيَّهَاالرَّسول بَلِّغ ما اُنزِلَ اِلَيکَ مِن رَبّکَ و اِن لَم تَفعَل فَما بَلَّغتَ رِسالَتَه» ( مائده/67) اي پيامبر! آنچه از سوي پروردگارت بر تو نازل شده برسان و گرنه رسالت او را انجام نداده اي و البتّه خداوند تو را از گزند مردمان نگاه مي دارد .
از موّرخان : بلاذري (م 279) در انساب" الاشراف" – ابن قتيبه (م 276) در "المعارف"و " الامامه و السّياسه" - طبري (م310) در کتابي مستقل در مورد حديث غدير – خطيب بغدادي (م 463) در تاريخ خود .
از محدّثان : محمد بن ادريس شافعي (م 204) به نقل نهايه ابن اثير- احمدبن حنبل(م241) در مسند و مناقب- ابن ماجه(م273) در سنن – ترمذي(م276)در صحيح .
از مفسّران : طبري (م310)در تفسير خود- ثعلبي(م37/427) در تفسير خود- واحدي(م468)در اسباب النزول- فخررازي(م606) در تفسيرخود .
از متکلّمان : قاضي ابوبکر باقلاني بصري(م403) در التمهيد- قاضي عبدالرحمن ايجي شافعي(م756) در المواقف- شريف جرجاني (م816) در شرح المواقف- قوشچي(م879) در شرح تجريد .
از لغت شناسان و صاحبان معاجم در ذيل کلمات : مولي ، خُم ، غدير ، وليّ و . . . : ابن دريد(م321) در جمهره ج 1/71- ابن اثير در نهايه (الغدير1/6-8) .
در روايتي كه بزرگان أهل سنت مانند أبو نعيم اصفهاني و إبن عساكر و جويني و ديگران نقل كردهاند، نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) فرمودند:
« من سره أن يحيي حياتي و يموت مماتي و يدخل جنة عدن غرسها ربي، فليوال عليا من بعدي وليقتد بالائمة من بعدي ».
هر كسي كه دوست دارد حيات و ممات او، حيات و ممات من باشد و در بهشتي كه خداوند آن را به دست خود كاشته است داخل شود، بايد بعد از من به ولايت علي تن دهد و إقتداء كند به ائمه بعد از من .
حلية الأولياء لأبو نعيم الإصفهاني، ج 1، ص 86 -- تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج 42، ص 240 -- ينابيع المودة لذوي القربى للقندوزي، ج 1، ص 379 و 383 -- فرائد السمطين للجويني، ج 1، ص 53، ح 18 -- الأمالي للشيخ الصدوق، ص 88، ح 60
ترمذي از زيدبن ارقم روايت مي کند که : پيامبر اکرم (ص) به علي ، فاطمه ، حسن و حسين فرمود من با دشمنان شما دشمن و با دوستانتان دوست هستم .
- سنن الترمذي : ج 5 ص 699 ح 3870
- ذخايرالعقبي ، محب الدين : 25 – الناسخ والمنسوخ
- النحاس : ج 1 ص 387
- احکام القرآن : ج 2 ص 19
- البدايه و النهايه ، ابن کثير : ج 8 ص 36
کنزالعمال ، الهندي : ج 12 ص 96 ح 34159
- در اینجا نکته مهمی هم مطرح می شود که طبق نص صريح قرآن کريم " دشمن خدا و پيامبر کافر است "، آیا اين روایت دليل کافي نيست براي کافر بودن معاويه و امويان و مروانيان و . . . ؟؟